855 -
یاس Yas

نامه ای به فرزند Nameyi Be Farzand

Featured
101 پخش
  • تاریخ انتشار : 22 شهریور 1395

دانلود آهنگ جدید یاس به نام نامه ای به فرزند

Download New Music Yas – Nameyi Be Farzand

Processing your request, Please wait....
یزد موزیک یزد موزیکیاس به نام نامه ای به فرزند

متن آهنگ جدید یاس بنام نامه ای به فرزند:

اینا حرفای من نیست من فقط بهشون وزن دادم

که شنیده شه برگرفته از یه نامه از یه قبور

به نام خدا عزیزم سلام یکمی بیحالو مریضم الان

خیلی واست نوشتم دریغ از جواب حس میکنم که این روزا غریبم برات

اینجا هرکی توی حسش غرقه این دیوارا انگاری طلسمش کرده

خونه سالمندان خودت فکر کن این کلمه هم خود اسمش تلخه

میگن زندگی یعنی نفس کشیدن باید تا آخر عمر توی این قفس بشینم

این یعنی رسیدن به آخرای عمرم روزی که منو آوردی اینجا مردم

بعضی وقتا اینجا قدم میزنم آلبوم جوونیامو ورق میزنم

تنهای یادگاری که میتونم بگیرم تو دستام قطره های اشکا چکیدن رو عکسا

اینم بگم اینجا هوامونو دارن سر وقتش غذا و دوامونو دادن

ولی این منو سرخوش میکرد که فرزند خودم منو تر خشک میکرد

یه جوراییم ی تعهده وگرنه احتیاجی ندارم به ترحمت

گفتم میخای برم تو انکار نکردی حتی واسه موندن من اصرار نکردی

ممنونم واسه موافقتت ممنونم بخاطر مراقبتت

نمیشم اسباب مزاحمتت کسی سراغمو گرفت بگو مسافرته

خلاصه من که دیگه تمومه کارم من که دیگه عادت به نبودت دارم

لااقل از اینجا رد شدی یه سری بهم بزن

یه دستم تکون بدی من قبولت دارم

یکم چشماتو وا کن به این تنها نگاه کن

به منی که چشمتو با اشک هیچوقت تر نمیکردم

نگاهتو فهمیدم از اینجا دارم میرم دیگه بازم به اون خونه هیچوقت برنمیگردم

یه روز یه مردی اومد باباشو ول کرد روز بعد پیرمرد از دنیا دل کند

به یاد اون لحظه خیس میشه پلکم چون از پیری نمرد از غصه دق کرد

میدویی به خاطر هیچی آخرم میمیری یه خاطره میشی

از این موردا زیاد دیدم البته آدم خوبم اینجا میان میرن

یه جوونه بعضی وقتا با دسته گل میاد اولین روزا از اون دورا دست تکون میداد

اونم میاد اینجا واسه دادن روحیه ظاهرا آدم خوبیه

اون منو نمیشناسه واسه ثوابش میاد امیدوارم که یه روزی جوابش بیاد

یه وقتا که حرف میزنه چشامو میبندم زود فکر میکنم تویی به جای اون

قبلنا میگفتی تو قصت یه قهرمانم حالا که پیر شدم برج زهرمارم

آدم ول میکنه قهرمان قصشو نه نه تو خودت نرو فس نشو

فقط اینو بدون دلم ازت پر بود حسابی میخوای اسم خودتو الگو بذاری

یه درخت پیرو از تو باغ کندی حالا چی میخوای اونو تو گلدون بکاری؟

یکم چشماتو وا کن به این تنها نگاه کن به منی که چشمتو با اشک هیچوقت تر نمیکردم

نگاهتو فهمیدم از اینجا دارم میرم دیگه بازم به اون خونه هیچوقت برنمیگردم

دیشب خواب دیدم دارم گلای باغچمونو آب میدم تو هم سرحال و راضی در حال بازی

زندگی میداد معنای خاصی بهم گفتی چشم بذار منم به سرعت چشم رو هم گذاشتم فقط شمردم

ده بیست دیگه شمردم دیدم گلای باغچه همه پژمردن وقتی برگشتم دیدم که قد کشیدی

گفتم چرا نمیای کنار من بشینی گفتی بین دردامون یه باری دیگه وقت این رسیده تنهامون بذاری

چه حس بدی هیچی دوباره نمیشه مثل قدیم نه بهتره تو بطن قصه نریم

سادس یه روح زخمی یه جسم ضعیف یعنی من همون که با هزار تا مشغله واسش مهم بود که قلب تو نشکنه

راه دور نمیره که واسه بچمه ، زحمت کشیدم بالا باشه پرچمت

بعد این همه سال با این اعصاب خستم مهم بود تو باشی عصای دستم

از این فکرا دیگه هیچی نموند دیگه به هیچکی نمیگم پیرشی جوون

دیدگاهی وجود ندارد